×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

:: اخبار ویژه

امروز : جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Friday, 5 June , 2026  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر
بار سنگین تک فرزندی
تهران پردیس

پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی / شهناز سلطانی

سندروم تک فرزندی نخستین بار در قرن 18 میلادی مطرح شد، اما خیلی زود به دست فراموشی سپرده شد تا اینکه در دهه های اخیر باز توجه به آن افزایش پیدا کرده است. جوامع متعددی نه فقط جامعه ایرانی که در سه چهار دهه اخیر به یکباره از تعداد فرزندان زیاد فاصله گرفتند و سیاست های کاهش جمعیت هم خیلی زود به موفقیت رسید و تعداد فرزندان هر خانواده به دو یا سه نفر تقلیل پیدا کرد و عجیب تر آنکه برخی از خانواده ها همین دو سه تا فرزند را هم زیاد به حساب آوردند و تک فرزندی را محور قرار دادند و دانسته یا نادانسته تبعات آن را پذیرفتند.

بار سنگین تک فرزندی
خانواده ها تنها بودن فرزند شان را با این استدلال انتخاب کردند که همه توان و منابع امکاناتی خانواده را در اختیار او قرار می دهند و آن را با فرزند دیگری به شراکت نمی گذارند و به این شکل زمینه برای رشد و شکوفایی او به بهترین شکل ممکن فراهم می شود. اما در واقع آنها غفلت کردند از اینکه همین محور قرار دادن بچه ها و در برگرفتن او با همه توجهات آسیبی است که اول از همه متوجه خود فرزند می شود.
بچه ها در خانواده با هم بازی و تعامل دارند، تقسیم اسباب بازی و همه اسباب سرگرمی را یاد می گیرند. از همین جاست که آنها می فهمند رقابت کنند و همین مقدمه‌ای می‌شود برای رقابت‌های سالم در زندگی واقعی و در جامعه بزرگتر. آنها علاوه بر اینکه باهم دعوا و بحث و بگومگو می‌کنند در مواقع نیاز مدافعان خوبی هم برای هم هستند و پشت هم را خالی نمی‌کنند و این خصیصه در بزرگسالی دیگر در نهادینه شده است و خواهر و برادرها نگران حال هم هستند و در مواقع غم و شادی کنار هم. اما کودکانی که تنها بزرگ می‌شوند از این موهبت‌ها محروم هستند و اغلب والدین فکر می‌کنند تنهایی بچه‌ها را امکانات و ابزارهای مادی پر می‌کند، در حالی که بچه‌ها به بچه‌ها نیاز دارند و این پرکننده واقعی خلا تنهایی آنهاست. بچه‌های تک فرزند چون اتکای زیادی به والدین دارند و همیشه آنها را در کنار خود داشته اند نه خواهر و برادری به همین خاطر از استرس و اضطراب بیشتری رنج می‌برند و نگرانی از دست دادن این منبع اتکای خود را دارند.
والدین وقتی فقط یک فرزند دارند همه توجه شان را معطوف به او می کنند و هر آنچه را که از دست شان بر می آید و حتی شاید بیش از توان شان صرف خواسته و پیشرفت او می‌کنند، به همین خاطر از او توقع بیشتری هم دارند و باز به همین علت فشار مضاعفی به بچه‌ها وارد می‌شود تا بتوانند خواسته والدین شان را برآورده کنند. اما وقتی این امکانات و توقع و انتظارات بین چند نفر تقسیم می شود از شدت فشارها تا حد قابل  توجهی کاسته می شود.
تاچشم به هم بزنیم ما والدین وارد دوره سالمندی شده ایم و بچه‌های‌مان پا گذاشته‌اند جای پای ما و آنها هم دوره میانسالی را طی می‌کنند. ما در این دوره احتیاج بیشتری از گذشته به فرزندان‌مان داریم و حمایت و توجه بیشتری را از آنها می‌طلبیم. اما اگر ما تنها یک فرزند داشته باشیم او هم زندگی و شرایط خاص خودش را دارد و طبیعی است که گاهی نتواند از عهده این انتظارات به حق والدین خود بربیاید و خود او هم دچار آسیب می‌شود. از این شرایط پیش آمده، چرا که از طرفی مهمترین اتکای خود او دچار ضعف و ناتوانایی شده است و از طرفی ناتوانایی فرزند هم در برآورده کردن احتیاجات او را نگران و ناراحت می‌کند. همه اینها دست به دست هم می‌دهد هم سالمند و هم فرزند او این دوره‌ها را به سختی پشت سر بگذارند.
به هر حال در شرایطی که کشور ما مثل بسیاری از کشورهای دیگر با رشد ناکافی جمعیت رو به رو شده است توجه به مقوله تک فرزندی اهمیت بیشتری را می طلبد. این موضوع باعث می شود توجه توامان خانواده و جامعه کمی از بار سنگین آن بکاهد.

منبع خبر :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.